تبليغاتX
اطلاع رسانی


اطلاع رسانی

روابط عمومی و ارتباطات

مبعث پیامبر رحمت  ، از بین برنده جهل و نادانی بر عموم  انسانها مبارک باد
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 9:37 بعد از ظهر توسط مهدی مهدیقلی| |

سال 1264 قمرى، نخستين برنامه‌ى دولت ايران براى واکسن زدن به فرمان اميرکبير آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ايرانى را آبله‌کوبى مى‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبى به امير کبير خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمى‌خواهند واکسن بزنند. به‌ويژه که چند تن از فالگيرها و دعانويس‌ها در شهر شايعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌يافتن جن به خون انسان مى‌شود

هنگامى که خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيمارى آبله جان باخته‌اند، امير بى‌درنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مى کرد که با اين فرمان همه مردم آبله مى‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانويس‌ها و نادانى مردم بيش از آن بود که فرمان امير را بپذيرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبى سرباز زدند. شمارى ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مى‌شدند يا از شهر بيرون مى‌رفتند

روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند که در همه‌ى شهر تهران و روستاهاى پيرامون آن فقط سى‌صد و سى نفر آبله کوبيده‌اند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بيمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد کودک نگريست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچه‌هايتان آبله‌کوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبيم جن زده مى‌شود. امير فرياد کشيد: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اينکه فرزندت را از دست داده‌اى بايد پنج تومان هم جريمه بدهي. پيرمرد با التماس گفت: باور کنيد که هيچ ندارم. اميرکبير دست در جيب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمى‌گردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز

چند دقيقه ديگر، بقالى را آوردند که فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميرکبير ديگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گريستن کرد...

در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى اميرکبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند که دو کودک شيرخوار پاره دوز و بقالى از بيمارى آبله مرده‌اند. ميرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مى‌کردم که ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است که او اين چنين هاى‌هاى مى‌گريد. سپس، به امير نزديک شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براى دو بچه‌ى شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست

امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان که ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشک‌هايش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم.

ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اينان خود در اثر جهل آبله نکوبيده‌اند

امير با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خيابانى مدرسه بسازيم و کتابخانه ايجاد کنيم، دعانويس‌ها بساطشان را جمع مى‌کنند. تمام ايرانى‌ها اولاد حقيقى من هستند و من از اين مى‌گريم که چرا اين مردم بايد اين قدر جاهل باشند که در اثر نکوبيدن آبله بميرند

روحش شاد http://ravabetomomie.blogfa.com/

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 9:35 بعد از ظهر توسط مهدی مهدیقلی| |

خدایا: مرا از این فاجعه پلید مصلحت پرستی که چون همه گیر شده است، وقاحتش از یاد رفته

 است و بیماری شده است که، از فرط عمومیتش، هر کس از آن سالم مانده باشد بیمار می نماید

 مصون بدار، تا، به رعایت مصلحت، حقیقت را ذبح شرعی نکنم.

خدایا: رحمتی کن تا ایمان ، نام ونان برایم نیاورد ، قوتم بخش تا نانم را وحتی نامم را در خطر

 ایمانم افکنم تا از آنها باشم که پول دنیا را می گیرند و برای دین کار می کنند نه از آنها که پول

دین را می گیرند و برای دنیا کار می کنند .

لطفا برداشتتان را برایم بنویسید...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 10:48 بعد از ظهر توسط مهدی مهدیقلی| |

گاهی نقد دوستان را می خوانم که قطبی بدرد فوتبال ایران نمی خورد ، توی این فکر میروم مگر این فوتبال چه دارد که قطبی برایش کم است ؟ آیا فدراسیون مسقل و فعالی دارد ؟ نمونه بارز آن منشور اخلاقی ! خودشان نوشته اند و برای پاکسازی فوتبال ان را تایید کرده اند و الان به جای حمایت جدی، همه پا پس میکشند تا این آشفته بازاری که میرفت با همت عده اندکی، کمی سامان یابد دچار بلاتکلیفی وابهام شود ، البته اگر بخواهیم انصاف ر ا رعایت کنیم، شاید بهترین تصمیم فدراسیون در این مدت ! انتخاب سرمربی تیم ملی در فاصله حدود دو سال تا جام ملتهای اسیا باشد، آیا این فوتبال باشگاههای در آمدزا و مجهزی دارد که هرکدام بتوانند بدون تزریق پولهای مردم ( کمک دولت ) در صحنه فوتبال حضور داشته باشند ؟ آیا رسانه های ما ، حالا از هر نوع آن حرفه ای می بینند و می نویسند ؟ برای این فوتبال چه سرمایه ای داریم جز شعارهای همیشگی ، غیرت و .... تاسف باره وقتی یکی از مسئولان محترم فدراسیون فوتبال ، بعد از کلی بی برنامگی در تیم ملی از تعویض پی در پی مربی بگیر تا نداشتن دیدار تدارکاتی مناسب و .... می اید در سیما و می گوید ما ایرانیها ، مردمان روزهای سخت هستیم ! و مطمئنا با شکست دو کره ! راهی جام جهانی می شویم و ..... برادر من چی فکر کردید ! آیا بقیه دنیا روزهای سخت نداشته و ندارند و در خوابند ؟ اخر این چه توجیهاتی است که می آورید و به شعور مخاطبان اهانت می کنید ..... البته من هنوز هم به برخی رفتارهای آقای قطبی نقد دارم، ولی امروز می گویم در شرایط فعلی ، برای این فوتبال که متاع قابل عرضه ای جز افتخارات به تاریخ پیوسته اش ندارد ، قطبی از سرش هم زیاد استhttp://maziaran.blogfa.com/
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 10:44 بعد از ظهر توسط مهدی مهدیقلی| |

صدای مرحوم استاد آذر یزدی نویسنده معروف قصه های خوب برای بچه های خوب و از مفاخر فرهنگی کشورمون ؛ بسیار دلنشین و صمیمانه از زندگیش می گوید..برای دانلود سریع ، کلیک کنید
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 10:40 بعد از ظهر توسط مهدی مهدیقلی| |

هاشمي: كم‌كاري سازمان را در برگزاري مجامع قبول دارم
مشخص نشدن تكليف رياست سازمان تربيت‌بدني هم باعث تاخير است
از مجموع 40 فدراسيون در حوزه قهرماني سازمان تربيت بدني، وضعيت مديريتي 20 فدراسيون در هاله‌اي از ابهام قرار دارد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، طبق اساسنامه‌ي فدراسيون‌هاي ورزشي ظرف سه تا شش ماه پس از تعيين سرپرست از سوي رييس سازمان تربيت بدني، سرپرست موظف به برگزاري مجمع انتخابات رياست است.
با اين وجود در حال حاضر وضعيت 20 فدراسيون از مجموع 40 فدراسيون ورزشي در حوزه ورزش‌هاي قهرماني و حرفه‌اي به لحاظ مديريتي نامشخص است. انتخابات فدراسيون‌هاي ورزشي به دلايل مختلف از جمله بحث تصدي‌گري مديران دولتي در مشاغل ورزشي و انتخابات رياست جمهوري به تعويق افتاد و اين امر باعث شد كه برخي از فدراسيون‌هاي ورزشي از جمله تيراندازي براي چندمين بار حكم شش ماهه‌ي سرپرستي فدراسيون از رييس سازمان تربيت بدني دريافت كنند!

ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 10:30 بعد از ظهر توسط مهدی مهدیقلی| |

  مفهوم روزنامه‌نگاري شهروندي که به نام‌هايي چون روزنامه‌نگاري مردم - people journalism - و روزنامه‌نگاري  مشارکتي participatory journalism هم توصيف شده است، در جهان پديده‌اي جديد و جوان است. در اين حوزه از روزنامه نگاري موضوع‌ها در لايه‌هاي دروني زندگي افراد ساخته و پرداخته مي‌شود كه ربطي به موضوع روز مطبوعات ندارد و اين يعني مباحث اصلي و مورد توجه رسانه‌ها توسط خود مردم تعيين و بررسي مي‌شود نه توسط کساني که آن‌ها را مديريت مي‌کنند و اين يعني فکر کردن به موضوعات از نقطه نظري غير از ديدگاه روزنامه‌نگاري سنتي و قراردادي.
                                                                                                     

ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 1:5 بعد از ظهر توسط مهدی مهدیقلی| |

رئیس کمیته تربیت بدنی مجلس ، مبنی بر کنار رفتن کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال ، نوید روزهای خوبی را نمی دهد ، حتما دوستان قانونگذار در مجلس در جریانند که تشکیلات فوتبال ایران صاحب دارد و 74 عضو مجمع با استناد به قانون اساسی فوتبال که همان اساسنامه مورد تایید فیفاست ، می توانند رئیس فوتبال ایران را عزل و یا حکم به ابقای او دهند .بنابراین دخالت غیر فوتبالیها چه معنایی پیدا میکند.ایا مصائب هجده ماه تعلیق فوتبال ایران را به دلیل دخالت غیر فوتبالیها از یاد برده ایم ؟ .... برای کفاشیان به عنوان رئیس فدراسیون فوتبال از این ناحیه هیچ اتفاقی نمی افتد مگر اینکه خودش نخواهد و یا نخواهند ! .... خاطرم هست قبل از اعزام تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی المان ، روزی دوستان کمیته تربیت بدنی مجلس هفتم آمدند سر تمرین ، در حالیکه امیر رضا خادم که یک المپین محسوب میشود تنها نظاره گر تمرینات بود ، یکی از اعضای کمیته که دست بر قضا تخصصش هم اقتصاد است به برانکو می گفت توان بدنی بچه ها باید بالا برود و مقابل مکزیک باید اینطور باشیم و مقابل پرتغال آنطور باشید و .... بنده خدا برانکو ایوانکوویچ هم مات ومبهوت، عمیقا تو فکر بود ! ... لابد حدس می زنید تو چه فکری ...http://maziaran.blogfa.com/
                                                      
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 9:42 قبل از ظهر توسط مهدی مهدیقلی| |

اعتکاف فصل زيباي بارش رحمت الهي، شستن آلودگي‏هاي روح و نوراني ساختن دل است. چونان، بالي است براي پريدن و رها شدن از هر آنچه انسان را در ورطه ماديات به بند کشيده است. اعتکاف در حقيقت نقطه و حلقه اتصال عبد با معبود است.

اعتکاف غبار ماديات از دل زدودن است، بهترين فرصت براي انس با خداست، چشيدن طعم واقعي بندگي است، مناسب ترين ميدان براي به زمين زدن وابستگي ها و در نهايت، خدايي شدن است.

اعتکاف بريدن از غير و پيوستن به دوست براي دوباره برگشتن به جامعه است، اعتکاف هجرتي دروني براي سير در دنياي باطن و مروري بر نفسانيات خويش است.

اعتکاف تمريني است سه روزه، با شب زنده داري و روزه داري و عبادت و راز و نيازهاي عاشقانه با معبود تا يک عمر در معبد نياز و سجده گاه راز و نياز، معتکف حريم بندگي باشيم.

اعتکاف اهل عبادت را عيد حضور است و اهل غفلت را روزنه اي به سوي نور.

اعتکاف، از شمار عبادت هايي است که انسان را در رسيدن به هدف متعالي‏اش ياري مي‏رساند و او را تا آسمان بالا مي‏برد.

اعتکاف در واقع معجون تمامي عبادت‏ها به شمار مي رود،‌ برگرفته از عبادتهايي چون نماز، روزه، حج، جهاد و امر به معروف و نهي از منکر.

سه روز ماندن در مسجد آن هم در ماه رجب المرجب، انسان را از خواسته ها و تمايلات مادي و دنيايي دور نگاه مي دارد و روزه گرفتن آن به انسان شيريني تقرب به خداوند متعال را مي چشاند.

اعتکاف در اصل جهاد با نفس است تا روح انسان به جلاي معنوي صيقل خورد و تمام وجودش سرشار از عشق و ارادت به درگاه الهي شود.
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 1:0 بعد از ظهر توسط مهدی مهدیقلی| |

 برخلاف عملکرد بسياري از دستگاه ها و نهادها که بايد تبيين شود تا مردم در جريان رويکردها و کارنامه هاي آنان قرار گيرند ، کارکرد رسانه ها ، دقيقاً همان چيزي است که به مخاطبان عرضه مي کنند و لذا در اين وادي پنهانکاري جايي ندارد.‏
اين مساله ، درباره سازمان صدا و سيما - به عنوان فراگيرترين رسانه ايراني - نيز صدق مي کند و مردم ، بي آنکه ضرغامي يا اعوان و انصارش درباره عملکرد اين مجموعه توضيح بدهند يا توجيه کنند ، خود همه چيز را مي بينند و مي شنوند و به قضاوت مي نشينند.‏
از اين رو ، نوشتار حاضر در صدد نقد و بررسي عملکرد صدا و سيما در هفته هاي اخير -قبل و بعد از انتخابات- نيست ، بلکه سخني مشفقانه است با مسوولان ارشد رسانه ملي که البته اين روزها ، بسياري آن را به کنايه و نقد ، نه رسانه "ملي" ، که رسانه "ميلي" مي نامند.البته ، اين مقال ، منکر زحمات و خدمات صدا و سيما و کارکنان آن نيست اما نگراني ها را نمي توان پوشيده داشت و به اميد باطل رهايشان کرد:‏
‏1- از همين واژه سازي "رسانه ميلي" آغاز مي کنيم که اين روزها ، اين اصطلاح ، طرفداران زيادي دارد. اگر مديران ارشد صدا و سيما ، فقط به اين انديشه کنند که چرا چنين تعبيري درباره رسانه اي که بايد " ملي " باشد ، شکل مي گيرد و رواج مي يابد ، حتماً به لزوم بازتعريف رفتار خود پي خواهند برد که فرموده اند "عاقلان را اشارتي کافي است!"‏
‏2- مديران رسانه ملي ، حق ندارند آن را از ملي بودن ساقط کنند زيرا صدا و سيما ، متعلق به بخش خصوصي نيست که صاحبانش هرگونه که اراده کردند آن را اداره کنند و به هر سمت و سويي که خواستند ببرندش و در بازي هاي جناحي ، حراج اش کنند.‏
‏فقط کافي است آقايان يادشان باشد که اين رسانه ، با روزنامه ها حزبي ، تفاوت فراوان دارد. مثلاً روزنامه هاي رسالت ، وطن امروز ،هفته نامه "شما" و ... به عنوان رسانه هاي حزبي و بخش خصوصي ، از دولت و طيف هايي از اصولگرايان حمايت مي کنند و تريبون تبليغاتي آنها هستند و هيچ نقدي هم بر اين رويکرد نيست چرا که نشريه خودشان هست و طبيعتاً هر مالکي حق دارد از ملک خود هر گونه استقاده مشروعي داشته باشد ولي صدا و سيما ، متعلق به فرد خاصي مانند عزت الله ضرغامي نيست و مديران اين رسانه ، نه مالک ،که استخدام شده هاي ملت اند براي اداره "مردم محور" رسانه ملي .‏
به راستي آيا درک اين نکته ساده ، کار سختي است؟!‏
‏3- اگر تا چند سال پيش رسانه ملي ، يکه تاز عرصه امواج تلويزيوني در ايران بود ، اينک رقباي سرسختي که خط قرمزهاي واقعي و ساختگي داخل را هم ندارند ، بي آنکه منتظر اجازه ورود از مرزها باشند ، وارد گود شده اند و به خانه هاي مردم رسيده اند و اينک ميليون ها ايراني ، بين انتخاب شبکه هاي تلويزيون ايران با ساير کانال هاي "آن ور آبي" حق انتخاب پيدا کرده اند.‏
مسوولان صدا و سيما ، حق ندارند اين عرصه را به رقباي خارجي ببازند. آنها درست مانند سرمربيان تيم ملي که همواره براي برتري تيم ملي تلاش و برنامه ريزي مي کنند ، عمل نمايند و اگر به قصور و تقصير ، شکست خوردند ، برکنار شوند. حتماً ، ارزش و جايگاه رسانه ملي از فلان تيم ملي ورزشي بالاتر است.‏
حال افکار عمومي را به اين قضاوت مي خوانيم که آيا صدا و سيما توانسته است در برابر رقباي خارجي خوب عمل کند يا آن که مدام در حال واگذاري بخشي از مخاطبان خود به رسانه هاي خارجي است؟
راستي خود مسوولان رسانه ملي که مدام در حال بررسي دايره مخاطبان خود و رسانه هاي رقيب اند ، چه مي گويند؟‍!‏
‏4- اگر عملکرد رسانه ملي باعث شده باشد که بازار رسانه هاي خارجي -که با بودجه هاي آمريکايي و انگليسي اداره مي شوند و قاعدتاً پيگير منافع خودشان هستند - در ايران گرم شود ، آيا نبايد پاسخگو باشند؟
راستي به نظر شما در اين چند وقت اخير ، بازار فروش تجهيزات ماهواره در ايران رونق نگرفته است؟
شايد ، حالا که صدا و سيمايي ها در داخل توبيخ نمي شوند ، منصفانه تر باشد خارجي ها از آنان به خاطر سوق دادن مردم به سمت رسانه هاي بيگانه قدرداني کنند!‏
5- رسانه ملي ، هنگامي به معناي واقعي "ملي" خواهد بود که همه مردم با هر گرايشي بتوانند انعکاسي از خود را در آن ببينند و هر جريان سياسي قانونمندي بنا به وزن خود ، بتواند تريبوني از آن داشته باشد و نهايتاً مردم وقتي تلويزيون ها و راديوهايشان را روشن مي کنند ، امواج يک سويه صوت و تصوير ، آنها را نيازارد... آنگاه هر آن کس که به چنان رسانه اي ، "رسانه ملي" نگويد ، حتماً از دايره انصاف به دور است.
http://www.sedayedalat.com/fa/default.aspx
نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 1:7 بعد از ظهر توسط مهدی مهدیقلی| |


خداي مهربان، انسان را قدرتمند‌ترين موجود عالم خلق کرده ‌که قادر است به هر آن‌چه اراده کند، دست‌يابد و با تفکر و ‌تدبير، بهترين لحظه‌ها را براي خود ايجاد نمايد. خالق انسان، او را به‌گونه‌اي آفريده ‌که قادر است سخت‌ترين مسائل را بينديشد و براي آن‌ها راه‌حل پيدا کند. انسان، داراي قدرتي خارق‌العاده است که بزرگ‌ترين دانشمندان جهان پس از سال‌ها تحقيق و پژوهش، هر روز به نکته‌اي جديد از پيچيدگي‌هاي وجود او پي‌ مي‌برند.

به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ادامه مطلب وبلاگي به نشاني http://jomelatetalaii.parsiblog.com آمده است: متأسفانه بيش‌تر انسان‌ها از وجود خويش غافل‌اند و قدر عظمت خود را نمي‌دانند و در بي‌راهه‌هاي يأس و نااميدي، غرق مي‌شوند. افراد نااميد يا به تعبيري کم‌حوصله، در ذهن خويش، هيولايي ساخته‌اند به نام «هيولاي نتوانستن» و با افکار و باورهاي منفي، هر روز اين هيولاي زشت را در درون خود تقويت مي‌کنند و شکست را براي زندگي خود رقم مي‌زنند. انسان‌هاي آگاه و هوشمند، همه‌ي موضوع‌هاي زندگي را به شکل يک مسأله مي‌بينند که باور دارند‌ راه‌حلي خواهد داشت و بدين‌گونه براي بهتر ‌زيستن، تلاش مي‌کنند و به نتيجه‌هاي خوبي هم مي‌رسند، اما به‌راستي چه کنيم تا هيولاي نتوانستن را ‌درون خود از بين ببريم و با دنيايي از انرژي، به سمت خلق اهداف زندگي‌مان حرکت کنيم؟

کلمات معجزه مي‌کنند: بسياري از افکار و انديشه‌هاي ما با کلماتي شکل مي‌گيرند که ‌مي‌شنويم يا مي‌بينيم. کلمه‌ها و جمله‌ها، زندگي انسان‌ها را شکل مي‌دهند و مسير تعالي آنان را مشخص مي‌کنند. افرادي که دايره‌ي لغات آنان از کلمات و جملات مثبت تشکيل شده است، زندگي بسيار مطلوبي دارند و برعکس، افرادي که همواره از کلمات منفي و پر از نااميدي استفاده مي‌کنند، زندگي بسيار سخت و پرتلاطمي دارند. امروزه اثر تلقين و کاربرد آن در علم پزشکي، اثبات گرديده است. انسان‌هايي که با جملات مثبت زندگي مي‌کنند، آرامش و سلامتي بيش‌تري دارند و حتي ‌اين کلمات و جملات پرانرژي مي‌تواند به‌عنوان يک پيام تلقيني در شرايط سخت، براي انسان بسيار راه‌گشا و مفيد ‌باشد.

عادت‌ها، زندگي ما را يا بسيار سخت ‌يا ‌خيلي آرام و دلنشين مي‌کنند. اگر ما عادت‌هاي منفي داشته باشيم، استرس و نگراني بسيار زيادي در زندگي‌مان جاري مي‌شود و در صورتي‌که عادت‌هاي مثبت در درون ما شکل گرفته باشد، سخت‌ترين اقدامات نيز براي ما آسان مي‌شود. با ايجاد عادت‌هاي مثبت، بسياري از اهداف زندگي براي ما قابل دسترس‌ مي‌شود و ما مي‌توانيم به ر‌ؤياهاي‌مان دست‌يابيم و زندگي بسيار مطلوبي را براي خود و اطرافيان، محقق نماييم.

انسان‌هايي که قلب‌شان، خانه‌ي خداي مهربان است، آرامش عميقي دارند و در سخت‌ترين لحظه‌هاي زندگي نيز با توکل به خداي مهربان، به‌خوبي از معضلات و سختي‌ها رها مي‌شوند. آنان باور دارند که قدرتي عظيم، پشتيبان‌شان است ‌و با اعتمادبه‌نفسي عميق، در صحنه‌ي زندگي به سمت تحقق اهداف‌شان حرکت مي‌کنند. آنان خدا را هم در شادي‌ها و هم سختي‌ها ياد مي‌کنند و هميشه لحظه‌هاي قشنگي را براي مناجات با او قرارمي‌دهند و راز و نيازي عاشقانه با او برقرار مي‌کنند. آنان خدا را دوست دارند و سعي‌مي‌کنند هر آن‌چه را که او از طريق فرستادگان‌ش خواسته است، اجرا کنند و لحظه‌اي از ياد او غافل نشوند. انسان‌هاي هوشمند با توکل به خالق مهربان، به آن‌چنان توانمندي و قابليتي مي‌رسند که هر آن‌چه را اراده کنند، دست‌مي‌يابند و دنيا و آخرت خود را زيبا رقم مي‌زنند.

چه خوب است ما بندگان، هرازگاهي نامه‌اي عاشقانه به خدا بنويسيم و در‌خواست‌هاي خود را صادقانه و خالصانه از او بخواهيم. ایسنا
نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 8:5 بعد از ظهر توسط مهدی مهدیقلی| |


Design By : Night Skin