تبليغاتX
اطلاع رسانی


اطلاع رسانی

روابط عمومی و ارتباطات

هیچوقت به درخواست رنگارنگ رسانه های مختلف از شما برای حضورتان فکر کرده اید ؟ بخشهایی مانند "نظرات شما"‌، که همراه با طرح پرسش‌هاي هدفمند از شماست یا "عکس‌هاي شما"‌، "شما بنويسيد" ،" ارسال عکس"‌، " تجربه شما" و ....این التماس دعای رسانه ها از مخاطبان خود بی حکمت نیست ،چرا که در دنیای رسانه های جدید، شما ( مخاطب عزیز) ‌تنها مصرف‌كنندگان‌اطلاعات‌نيستید، بلكه ‌مي‌توانید به مدد فن آوریهای نوین ، به‌راحتي‌ نظر‌خود را منتشر كنید ، در چنین شرایطی، متخصصان ارتباطی امروز معتقدند، ارتباط از حالت‌ فرد با جمع‌ به ‌صورت‌ جمع‌ با جمع ‌درآمده‌ ‌و فرايند ارتباط مخاطب‌‌محور شده‌است‌. در این بین تنوع‌ كانال‌هاي‌ ارتباطي ‌و چند رسانه‌اي، ‌قدرت‌انتخاب‌ شما ( مخاطبان ) را هم افزايش ‌داده‌‌، پس خیلی روشن است که در این رقابت فشرده ، مدیران و تصمیم گیران رسانه ها دربدر بدنبال شما باشند تا کالای آنها که همان پیام مورد نظرشان است را ببنید و بشنوید و بخوانید و احتمالا تاثیر بگیريد ....بد نیست در کنار تشویقهای رسانه ها برای مشارکت در مباحثشان ، سواد رسانه ای خود را هم بالا ببرید تا بازی نخورید http://maziaran.blogfa.com/
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 11:44 قبل از ظهر توسط مهدی مهدیقلی| |

ای خدای بزرگ   ؛  
به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره راه رفتن کسی قضاوت کنم ، کمی با کفشهایش راه بروم..
نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 6:2 بعد از ظهر توسط مهدی مهدیقلی| |

ادیسون در سنین پیری پس از اختراع برق، یكی از ثروتمندان آمریكا به شمار میرفت و درامد سرشارش را تمام و كمال در آزمایشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزینه می كرد. این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شكل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورودبه بازار شود. در همین روزها بود كه نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا كاری از دست كسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است! آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود. پسر باخود اندیشید كه احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سكته می كند و لذا از بیدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید كه پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یك صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می كند!!
پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید كه پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد. ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟!! حیرت آور است!!! من فكر می كنم كه آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! كاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. كمتر كسی در طول عمرش امكان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!! پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می كنی؟!!! چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!
پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاری بر نمی آید. مامورین هم كه تمام تلاششان را می كنند. در این لحظه بهترین كار لذت بردن از منظره ایست كه دیگر تكرار نخواهد شد!! در مورد آزمایشگاه و بازسازی یا نوسازی آن فردا فكر می كنیم! الان موقع این كار نیست! به شعله های زیبا نگاه كن كه دیگر چنین امكانی را نخواهی داشت!!!
توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول كار بود و همان سال یكی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. او گرامافون را درست یك سال پس از آن واقعه اختراع کرد.
سخت هست اما میشه اینگونه بود..؟!

به نقل از وبلاگ http://ravabetomomie.blogfa.com/
نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 5:29 بعد از ظهر توسط مهدی مهدیقلی| |

داشتم اتفاقی ! توی آرشیوم به رویدادهای فوتبال ایران گذری میکردم رسیدم به این صفحه که متعلق به سال ۱۳۷۴ هست تیتر های روزنامه های در آنزمان جالب بود ، حذف شدن تیمهای نوجوانان ، جوانان در مسابقات آسیایی و بویژه حذف شوک آور ! تیم امید ایران در مقدماتی المپیک آتلانتا و همینطور کنار رفتن تیم ایران در بازیهای آسیایی هیروشیما به سال ۱۹۹۴ به رهبری استانکو و بدون سرمربی ماندن تیم بزرگسالان در آستانه مسابقات مقدماتی جام ملتهای آسیا در سال ۱۳۷۵! ، تیتر این مطلب هم متعلق به روزنامه ابرار  ورزشی است( مابقی روزنامه ها ) ...بین اهالی فوتبال و مسئولان و مدیران ورزش بحث جدی بر سر حضور مربی خارجی بود ( اتوفیستر) که در نهایت محمد مایلی کهن با حکم داریوش مصطفوی در ۲۸/۱۱/۱۳۷۴ به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال ایران معرفی شد ( اینجا)

 

منبع :http://maziaran.blogfa.com/

نوشته شده در جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 12:9 بعد از ظهر توسط مهدی مهدیقلی| |

در سیستمی که یک شبه علی دایی را بدون هیچ سابقه روشن مربیگری برمیگزیند و بعد هم اختیار تام برای هر کاری حتی فراتر از مسایل فنی ، نظیر امتیاز پیراهن تیم ملی و ... را به او میدهد ، شما چه انتظاری دارید ، در فدراسیونی که مدیر آن می گوید بابا! من علاقه ای به فوتبال ندارم و به من تکلیف شده بیایم ، شما انتظار چه تحولی را دارید؟! ...

حاصل نزدیک به چهل سال فوتبال ایران ، در بازی عربستان ویران شد و رفت .برکناری یا عزل دایی سرمربی تیم ملی فوتبال ایران ، نشانه دیگری از بیماری مهلک ورزش ماست که همچنان برای زنده ماندن ، قربانی میگیرد ! .... روزی رضازاده ، روزی خداداد عزیزی و امروز هم علی دایی ، به اعتقاد بنده ، مشکلات ورزش ما تنها یک باخت دو بر یک به عربستان و دور شدن از جام جهانی نیست بلکه فراتر از آن نداشتن تئوریهای مشخص و لازم برای مدیریت آن در طول سالهای متمادی است ، علی دایی امروز یک علت نیست بلکه معلولی است که از شرایط آزمون و خطای همیشگی ورزش ایران سر بر آورده است ورزش بیماری که هر از چند گاهی با چند مدال المپیکی یا جهانی و آسیایی و یا یکی دوتا برد فوتبال و چند رشته دیگر ، تسکین پیدا میکند بدون آنکه درمان اساسی در کار باشد.در سیستمی که یک شبه علی دایی را بدون هیچ سابقه روشن مربیگری برمیگزیند و بعد هم اختیار تام برای هر کاری حتی فراتر از مسایل فنی ، نظیر امتیاز پیراهن تیم ملی و ... را به او میدهد ، شما چه انتظاری دارید ، در فدراسیونی که مدیر آن می گوید بابا! من علاقه ای به فوتبال ندارم و به من تکلیف شده بیایم ، شما انتظار چه تحولی را دارید؟! ... از این موضوع فراتر در فرهنگی که شیوه اسطوره سازی را بلد نیست و بازیکنی را به صرف زدن چند گل ملی الگوی تمام عیار می داند و یا فلان کشتی گیر را به خاطر باراندازهای بدون نقصش ! و گرفتن چند مدال جهانی در حد پوریای ولی مطرح میکند ، شما  چه توقعی دارید ....آیا فکر نمی کنیم بخش مهمی از خطاهای امروز علی دایی و مانند او به گردن ماست ،وقتی رسانه ها،فردی را  که هنوز ظرفیتهای معمولی را هم ندارد و جنبه های روحی و روانی لازم را بدست نیاورده در حد قهرمانان اسطوره ای و تاریخی این ممکلت مطرح میکنند !؟ خواسته یا ناخواسته او را به بیراهه می کشانند و در نتیجه ، آفرینش این سمبل های احساسي ! علاوه بر صدمات اجتماعی ، در خود فرد هم توقعات نابجایی ایجاد میکند که آنها را در ادامه به پرخاش گری و طلبکاری وا می دارد ....پس بیایید با هم مهربان باشیم ، علی دایی گناهی ندارد

http://maziaran.blogfa.com/

نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 1:21 قبل از ظهر توسط مهدی مهدیقلی| |

ما که جرات انتقاد نداریم ! اما به جای آن این تصویر شبکه ورزشی عربستان را قرار دادم ، تصویر گویاست ... حیف !

http://maziaran.blogfa.com/

نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 1:10 قبل از ظهر توسط مهدی مهدیقلی| |

خداوند دوبار می خندد  ...

دفعه اول

زمانی است که می خواهد کسی را به اوج برساند

درحالی که تمام دنیا سعی می کنند که او را به زمین بزنند

دفعه دوم

زمانی است که می خواهد کسی را به زمین بزند

در حالی که تمام دنیا می خواهند او را به اوج برسانند .

گفتارهای حکیمانه

نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 12:54 بعد از ظهر توسط مهدی مهدیقلی| |

نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 1:35 بعد از ظهر توسط مهدی مهدیقلی| |

نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 1:27 بعد از ظهر توسط مهدی مهدیقلی| |


Design By : Night Skin